داستان زیبا و تامل بر انگیز غرور مرد عابد
مذهبی
حکایت و داستان های قرآنی
3 دقیقه
0
255

داستان زیبا و تامل بر انگیز غرور مرد عابد

این داستان یک داستان واقعی و تامل بر انگیز از حضرت عیسی (ع) است که مفهوم و معنای بسیار زیادی دارد. اگر تا به حال این داستان را نشنیده اید و یا نخوانده اید، پیشنهاد ما به شما این است که این مقاله را بخوانید.

نقل شده است که حضرت عیسی (ع) روزی از صحرایی گذر می کرد که به عبادت گاهی رسید. در آن عبادت گاه عابدی زندگی می کرد. حضرت عیسی (ع) شروع به صحبت کردن با مرد عابد کرد که در این هنگام جوانی که به بدکاری و انجام کارهای زشت و ناروا شهرت داشت، از آن جا رد شد. ناگهان جوان چشمش به عابد و حضرت عیسی افتاد. در همین حال پاهایش سست شدند و از رفتن پشیمان شد و گفت: "خدایا، من ازانجام کارهای بدی که انجام داده ام پشیمان هستم. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا توبه ی من را بپذیر و آبروی من را نبر."
مرد عابد که نگاهش به پسرک جوان افتاد، دستانش را رو به آسمان دراز کرد و گفت: " خداوندا، مرا در قیامت با این جوان گناه کار محشور نکن."
در همین حال خداوند به حضرت عیسی (ع) وحی کرد که به مرد عابد بگو:" دعای تو مستجاب شد و تو با این جوان در قیامت محشور نخواهی شد، زیرا او به دلیل این که توبه کرد و از کرده هایش پشیمان شد، از اهل بهشت خواهد بود و تو به دلیل غرور بی جا و خودبینی ات از اهل دوزخ!"