داستان جالب پند سقراط
سرگرمی
مطالب خواندنی
5 دقیقه
0
174

داستان جالب پند سقراط

در این مقاله یک داستان زیبا از سقراط را برای شما نقل می کنیم که واقعا تاثر برانگیز و جالب است. با ما همراه باشید.

نقل شده است که یک روز سقراط که حکیم یونانی معروفی بود، مردی را مشاهده کرد که بسیار متاثر و ناراحت بود. وقتی از او دلیل ناراحتیش را پرسید مرد جواب داد: " وقتی در راه بودم، یک از آشناهایم را دیدم و به او سلام کردم. اما او جوابی به سلام من نداد و با بی توجهی از کنار من گذشت. به خاطر همین رفتار بد و خودخواهانه ی او من بسیار رنجیدم."
سقراط از او پرسید: " برای چه ناراحت شدی؟" مرد پاسخ داد: " خب معلوم است، همچین رفتارهایی ناراحت کننده هستند." سقراط دوباره پرسید: " اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟" مرد پاسخ داد: " حتما ناراحت نمی شدم زیرا کسی از بیمار بودن کسی ناراحت و دلخور نمی شود."
 سقراط دوباره پرسید:"  پس به جای دلخور شدن چه حسی می داشتی و چه کاری انجام می دادی؟"
مرد پاسخ داد:" برای او احساس دلسوزی می کردم و تلاش می کردم که او را به طبیبی برسانم یا برایش دارویی تهیه کنم."
سقراط گفت: " خب پس همه ی این کار ها را می کردی چون می دانستی که او بیمار است. خب مگر انسان فقط از لحاظ جسمی بیمار می شود؟ آیا امکان ندارد که روح کسی هم بیمار باشد و آیا کسی که رفتار درستی ندارد، این نشان از بیمار بودن روح او نیست؟ زیرا اگر کسی روحش سالم باشد، رفتار درستی انجام می دهد و رفتار بدی از او سر نمی زند. بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخور شدن و رنجیدن ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. پس همیشه تلاش کن که از دست هیچکس دلخور نشوی و کینه به دل نگیری و آرامش خود را هرگز از دست ندهی و همیشه بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه روحش بیمار است.